عالیه

تنها نگاهت است که آرامشم دهد...............


زندگی، طعـــم خوبی دارد

زندگی، ارزش آنرا دارد که به آن فکـر کنی
زندگی، ارزش آنرا دارد که ببویی اش چوگل، که بنوشی اش چوشهد
زندگی، بغض فـروخورده نیست
زندگی، داغ جگــــر گـــوشه نیست
زندگی، لحظه دیدار گلــی خفته در گهــــواره است
زندگی، شوق تبسم به لب خشکیده است
زندگی، جـــرعه آبی است به هنگامه ظهـــر در بیابانی داغ
زندگی، دست نوازش به ســر نوزادی است
زندگی، بوسه به لبهای گلی است که به شوقت همه شب بیدارست
زندگی، شـــوق وصال یار است
زندگی، لحظه دیدار به هنگامــــــه یاس
زندگی، تکیه زدن بر یــار است
زندگی، چشمه جــوشان صفا و پاکـــی است
زندگی، مـــوهبت عرضه شده بر من انسان خاکـــی است
زندگی، قطعه ســـرودی زیباست که چکاوک خواند که به وجدت آرد به ســــرشاخه امید و رجا
زندگی، راز فـروزندگی خورشید است
زندگی، اوج درخشندگــــــی مهتــاب است
زندگی، شاخه گلی در دست است که بدان عشق سراپا مست است
زندگی، طعــم خوش زیستن است، شور عشقی برانگیختن است
زندگی، درک چرا بودن است، گام زدن در ره آسودن است
زندگی، مزه طعم شکلات به مذاق طفل است.به، چقدر شیـــرین است
زندگی، خاطــــره یک شب خوش، زیـــر نور مهتاب، روی یک نیمکت چـــوبی سبـــز، ثبت در سینـــه است
زندگی، خانه تکانی است. هر از چندگاهی از غبار اندوه
زندگی، گـوش سپردن به اذان صبح است که نوید صبـح است
زندگی، گاه شده است خوش نیاید به مذاق
زندگی گاه شده است که برد بیراهم
زندگی، هر چه که هست، طعـــم خوبی دارد، رنگ خوبــــی دارد

چهارشنبه ٤ آذر ۱۳۸۸  توسط نغمه  | پيام هاي ديگران ()

 

عادت

عادت کردن به تنهایی از خود تنهایی هم بدتره...

راست می گفت.

من دارم عادت می کنم به تنهایی و بی کسی خودم... احساس خوبی نسبت به این حس بی خیالی به این حس عادت ندارم.... آزارم میده... نمیخوامش...

دلم میخواد مثل باقی مردم عشق حقیقی رو تجربه کنم. کسی رو دوست داشته باشم... قلبم واسه کسی بتپه... کسی باشه که واسم مهم باشه... دین و دنیای من باشه... منو کامل کنه... نیمه گمشده من باشه... هر وقت بخوامش باشه... منو تنها نذاره... از این حسهای گنگ و درهم و نامربوط درم بیاره... از این سرگردانی رهام کنه...

خدایا یعنی میشه؟ پس چرا اینقدر دیر؟ من دلم میخواد امسال بشه... اصلا نه همین ماه... شایدم همین روز... نمیدونم چرا باید اینهمه دیر بشه؟ اینهمه تنها باشم... اینهمه سرشار از عشق باشم ولی کسی نباشه بهش عشق بورزم... اینهمه انتظار بکشم...

خدایا یعنی میشه؟ یعنی تو منو دوست داری؟ یعنی تو صدای منو می شنوی؟... دلم میخواد بهم توجه کنی خداجونم...

 

دوشنبه ٢ آذر ۱۳۸۸  توسط نغمه  | پيام هاي ديگران ()

 


آنجا که دل‌ عاشقی کند پروای هیچ آتش و طوفان نمیکند...... دریا دلیم کارمان با آتش است نه آب........ از من پذیرا باش جانم فدای تو

 

عشق(٤٢)
حرف دل(۱٦)
امید(۱۳)
تنهایی(٧)
حرف دل(٧)
قلب(٦)
غم(٥)
گریه(٤)
زندگی(٤)
فروغ فرخزاد(۳)
خاطره(۳)
مناجات(۳)
عزیزم(٢)
صبر(٢)
خنده(٢)
سفر(٢)
نگاه(۱)
فال حافظ(۱)
شب(۱)
سهراب سپهری(۱)
فریدون مشیری(۱)
فروغ فرخزاد(۱)

 

 

 

 

 

RSS 2.0