|
من می دانم؛
می دانم روزی از کوچه دلتنگی هایم گذر خواهی کرد.
من آن روز٬ کوچه را با اشک هایم آب خواهم داد تا؛
بوی خوش آمدن یار همه را با خبر کند؛
و به انتظار دیرینه ی من پایان دهد.
من تو را٬
عشقت را٬
حتی دوست نداشتن هایت را٬
در سینه ام٬
در خیالم و در روحم حبس خواهم کرد.

|